هست،

زندگی، عشق و «آنِ» شکوهمند

در مرکز وجودت هست

هست

نه محدودیت‌های فضا – زمان را می‌شناسد،

نه رنج‌ها، واهمه‌ها و باورهای تو را.

او تو را موجود دوپای راست قامتی

بر سطح سومین سیاره

از خورشیدی ریز

در لبه‌ی کهکشان کوچکِ جهانی خُرد

گیر افتاده در بین تریلیون‌ها عالم دیگر

نمی‌انگارد.

او تو را بازتاب خود می‌داند

و آزادی مطلقت می‌دهد

تا هر آنچه خواهی کنی

مگر مردان.

صفحه 156