آدم که کارش به درازا می‌کشد، ویرش می‌گیرد نیت‌های اصلی خود را فراموش کند. اما به گمانم زمانی که نوشتن یک ماه دور از شهر را شروع کردم، قصد نداشتم خیلی به خودم سخت بگیرم و فقط دنبال نوشتن چکامه ای روستایی شبیه زیر درخت گرینوود بودم. می‌خواستم راوی چهل یا پنجاه سالی را که از زندگی اش سپری شده، با افسوس مرور کند. اما هنگام یادآوری زمانه ای که به طرز جبران ناپذیری از کف داده کماکان با احساساتش دست به گریبان باشد. و این طوری لحن مناسبی برای روایت چنین داستانی خلق کنم.
قسمتی از پیشگفتار نویسنده جی.ال.کار