قرن بی‌فروغ
به مناسبت پنجاه و پنجمین سال مرگ فروغ فرخزاد «زنی تنها در آستانه فصلی سرد»

از روز دوشنبه بیست و چهارم بهمن ماه ۱۳۴۵، از آن روز، پنجاه و پنج سال می‌گذرد؛ از روزی که فروغ فرخزاد در سی و دو سالگی در گرماگرم کار و شکوفایی شعرش در تصادفی در گذشت و جامعه روشنفکری و ادبی ایران را در بهتی سهمگین فرو برد. روزنامه نگاری مرگش را به «معجزه ای دور از ذهن» تعبیر کرد، شاعری نوشت: «مرگ فروغ در قلمرو شعر معاصر ایران پس از مرگ نیما، بزرگ‌ترین و تاگوارترین حادثه بود» و مستندساز جوان آن روزها، ناصر تقوایی، از مرگش با عنوان «یک تقدیر ناگزیر» یاد کرد و از زبان خواهرش پوران شنیده شد: «وقتی خبر مرگ فروغ را شنیدم حس کردم ستاره‌ها از آسمان به زمین ریختند تاریکی عجیبی تمام دنیا را فرا گرفت. از شهرت تا مرگ، فروغ همیشه موجی از تحسین و ستایش از سویی و نکوهش و دشنام از سوی دیگر را برانگیخته است. 

علی بزرگیان

صفحه ۸۸