«من شاعر انقلابم و پاداشم این کیسه‌ی نان و کاسه‌ی آب بس است.» برای ســــــراینده ی این دو بیتی، برای کسی که خود را «شــاعر انقلاب» می دانست، برای کسی که به قول نادرپور به انقلاب «رغبت» داشـت، دستگیری اش شـوک آور بود. او که از خرداد ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ مسئولیت برنامهی «گل‌ها» را برعهده و از سـال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ مسئولیت کل موسیقی رادیو را بر دوش داشـت، چون زمزمه ی انقلاب را شنید، در هجدهم شهریور ۱۳۵۷ در اعتراض به کشــــــتار هفده شهریور از کارش استعفا کرد: «ما صبح شنبه هجدهم شهریور رفتیم رادیو. لطفی این‌ها هم اومدن و همه برافروخته و ناراحت بـودن. بعد همه دسته جمعی استعفا کردیم. یه نامه هم نوشتیم و اون نامه رو منتشـر کـردیـم. در صورتی که در شهریور ۱۳۵۷ کسی فکر نمی کرد انقلاب پیروز بشه.» با استعفایش، سرپرست گروه موسیقی چاوش شد که با ترانه‌های انقلابی شان، مارش انقلاب را می نواختند.

صفحه 77


مشاهده و خرید نسخه‌های مجله اندیشه پویا