علیه خودتخریبی
با مرگ هوشنگ ابتهاج عده‌ای به گنجینه‌ی هنری و زبانی ما حمله کردند، اما چرا به نویسنده و شاعر ایرانی هتاکی می‌شود؟

« فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت 
دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت»

سایه، شعر رحيل

صفحه ۱۶


عمق ادبیات
درس‌هایی از زندگی با احمد گلشیری

عید امسال، روز سومی که روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود و پرستار داشت در سرم‌اش آنتی بیوتیک تزریق می‌کرد، مرا که روی صندلی نزدیک‌اش نشسته بودم، صدا کرد. گفت: «به نظرت می‌رسم مجموعه‌ی موپاسان را تمام کنم؟ و مجموعه ی آلن پو را؟» 

گفتم فکرش را نکند. وقتی از بیمارستان مرخص شد، شروع کند. این آخری‌ها مدام جمله‌ای از دهان‌اش بیرون می‌آمد که بیش از هر چیزی مرا به فکر فرو می‌برد. «خیلی کار دارم که باید انجام بدهم.»

سیامک گلشیری
داستان نویس

صفحه ۴۰


مشاهده و خرید نسخه‌های مجله تجربه