سیگاری

یک بار در عمرم پدرم در پراویدنس رود آیلند برایم خانه خرید. خانه‌ای دو طبقه با سقف کاذب به سبک معماری استعماری و نمای آلومینیومی زرد در خیابان‌ها و کینز بود. با پنجاه و پنج هزار دلار از بانک خریدیم؛ یکی از بی‌شمار دارایی‌هایی که سند رهنشان را در ۲۰۰۹ به اجرا گذاشته بودند. من و بابا چند روز با ماشین گشتیم و خانه‌ها را دیدیم. در ورودی خانه‌ای یک کارت بازی کثیف پیدا کردم که رویش تصویر بزرگترین چیزی بود که به عمرم دیده‌ام هنوز هم دارمش. مشاور املاک وظیفه داشت مطلعمان کند که در زیرزمین خانه‌ای صاحبخانه‌ی سابق معشوق دوست دخترش را به صندلی بسته شکنجه‌اش داده و بعد یک گلوله توی سرش خالی کرده است...

آتوسا مشفق
ترجمه بهار سرلک

صفحه ۱۶