رهایی از اشیاء ، فکرها، چرخه‌ها و بسیاری از بارهایی که در زندگی بشری و زمینی بر آدمی تحمیل شده کار آسانی نیست. در هنگام تولدماییم و تنمان که به دنیا می‌آییم نیست. و هنگام رفتن حتی ازین سبك‌تريم فقط تنیم که برخاک می‌ماند. هیچ یک از اشیا و عنوان‌هایی که در طول زندگی با خود داریم را نه به این دنيا آورده‌ایم و نه می‌توانیم ببریم. وسایل اضافه، هویت و دارایی‌های اکتسابی چنان با ما و بر دوش ما هستند که گویی بخشی از وجود ما به حساب می‌آیند.

در فرهنگ کهن ایرانی که زندگی هنوز ساده‌تر بود و انسان با انسان و با هستی ارتباط حقیقی داشت ، زیستن با وسایل و متعلقات در حد نیاز تعریف شده بود. شاید در مرفه‌ترین خانه‌ها هم وجود وسایل خانه به اندازه نیاز قابل تعریف بود. به تدریج زندگی ماشینی و مصرفی برای آدمی تبدیل به بخش اصلی هویت زیستی شد. عطش برای بیشتر خواستن موجب پیشرفت است اما گاهی وارد مرز ناآرامی و انباشتگی می‌شود.