ملیله‌های مسی

عروس شده بودم 

و سیم‌های مسی 

از موهایم آویزان بود 

باد می‌وزید 

و موسیقی باستانی از موهایم به گوش 

می‌رسید 

مادرم میان پرهای بالشم 

پونه می‌کاشت 

تا کابوس مارها به من نپیچد

محبوبه ابراهیمی

صفحه ۱۲