حالا که هنوز اثری از بر آمدنِ آفتاب نیست، با تاریکی شب چه کار می‌توان کرد؟ فکری به خاطرم رسید. از جا بلند شدم، چراغ را به دست گرفتم و آن را روی چهار دیوار سلول گرداندم.

دیوارها پرند از نوشته، طرح، تصاویر عجیب و غریب، اسامی مختلفی که با هم در آمیخته‌اند و بعضی از آن‌ها، بعضی دیگر را محو کرده‌اند.

انگار همه‌ی محکومین خواسته‌اند دست کم بر دیوارِ سلول ردی از خود به جای بگذارند.

صفحه ۵۷