خیز ای گل حجره، کاین شب چلّه‌ست  سرماش کند حریف را ذلّه

من تو سی‌ام و محبّ زردشتم  نه تازی‌ام و نه ترک و زین جمله

چون مخمل سرخ برفروز اینک  در مجمره آتشی پر از شعله

که‌ش سجده بریم و گرم بنشینیم  گردش، چو به گرد ماه بر، هاله

وآن شبچره‌ها که ماه شهریور  اندوخته‌ای به لانه چون نمله

آویخته‌ای ز سقف در پستو،  انباشته‌ای به گنجه و سلّه

بردار و بیا، که کودکان جمعند  چون گرگ شنیده رایحه‌ی گلّی

صفحه 117