در سینه تغزلی من 

اینک هزار چشمه غزل

هر چشمه با هزار زمزه راکد،

زندانی است

با من بگو 

چگونه 

شط غنای مضطربم را

سالم عبور دهم،

تا تو

از ازدحام این همه شنزار و شوره‌زار

ای دریا!

پشت جلد