لامبرت مولیتور بلژیکی و دو برادرش کامیل و آگوست، در چارچوب طرح نوسازی گمرکات ایران به دست کارشناسان بلژیکی و به خواست دولت شاهنشاهی ایران در اواخر سده نوزدهم راهی ایران می‌شوند. لامبرت که بیست و شش سال از عمر خود را در ایران گذراند و با جدیت، نه تنها در امور گمرکات بلکه در زمینه مدیریت ارزاق و کارهای دیگر نیز به ایفای نقش پرداخت، روایت خود از تجربه ی زندگی در ایران را از دریچه دید ناظری تیزبین در چارچوب مکاتبات خانوادگی خود ثبت کرده است. ضمن روایت تجربیات مدیریتی، حرفه ای و شخصی خود در کوت کارمند گمرکات مناطق مختلف ایران و نیز در نقش شاهدی بر انقلاب مشروطه، درگیری‌های جنگ اول جهانی و تاخت و تازهای روس و عثمانی در مرزهای غربی و دخالت‌های بیگانگان و نیز رنج‌ها و گرفتاری‌های مردمان سرزمینی که در آن خدمت می‌کرد، مولیتور ما را به سفری به ایران سال‌های انتهایی دودمان قاجار و برآمدن پهلوی می‌برد.