خاطرات تاج السلطنه هم سر ریزگاه عاطفه ها و کشمکش های درونی اوست و هم پیوند این کشمکشهای درونی را با جهان بیرون و فضاهای ناهمزمانی - که مشخصه روزگار اوست آشکار می کند.

خاطرات تاج السلطنه مثل گفتگو با آینه است؛ تاج السلطنه رو به روی این آینه می نشیند و همه آنچه را که در پوشش پرده ها بر او می گذرد به آینه می گوید و با فاصله گرفتن از خودش، هم قصه از درون براشفتن فرهنگ و اجتماع سنتی ایران را روایت می کند و هم تصویری گویا از زندگی زنان هم روزگار خودش می آفریند و در برابر چشم دیگران قرار می دهد.