گفتی به جای عشق سراغ از هوس بگیر 

پس هرچه را که عشق به من داده پس بگیر 

محتاج آب و دانه شدن حق من نبود

‌ای مرگ! انتقام مرا از قفس بگیر 

برگی درخت را به تمنا گرفته بود 

طوفان به برگ گفت مرا دادرس بگیر

‌ای عشق! تا هنوز نفس می‌کشم بیا 

از چنگ روزگار مرا باز پس بگیر 

ما غرق می‌شویم در این موج‌ها، تو نيز 

چون من برای بوسة آخر نفس بگیر

صفحه ۵۱