نامهای به آرامیس
اینجا باد میوزد. تاریکی شب فرا میرسد، تابستان در راه است. یک بار به من گفتی که شبیه آرامیس هستی، کسی که وقتی تفنگدار بود، همواره از راهبشدن حرف میزد و هنگامی که فعالیتهای مذهبیاش را شروع کرد، مدام از زندگیاش در دوران سربازی تعریف میکرد. این روزها اغلب نمایشهای بیست یا سی سال قبلات را تحلیل میکنی. برای مدتی طولانی نخواستی هیچ نمایشی تولید کنی. کسانی که کار اخیر تو را دیدهاند میدانند که توانستی نمایشی فوق العاده خلق کنی.
يوجنيو باربا
صفحه ۳۳