پرده اول
(اتاق دو تخته زندان)
مصطفا روی یک تخت معمولی خوابیده است. یک تشک ضخیم و سپید روی تخت است لباسهایش بالای سرش روی جالباسی است درب سمت راست اتاق و قفلی بزرگ روی آن است. در گوشهای دیگر از صحنه بیرون اتاق، نگهبانی بدون اسلحه روی صندلی نشسته است. از سمت چپ صحنه دو مرد باریک اندام کت و شلواری ظاهر میشوند. به محض رسیدنشان به مرکز صحنه نگهبان بر میخیزد و حالت آماده باش به خود میگیرد. یکی از آن دو مرد کت و شلواری در سکوت به نگهبان اشاره میکند. نگهبان در را باز میکند و هر دو وارد اتاق میشوند.