باغ گورستان
کوچ مظلوم یک انسان را در صبح بهار
غیر گنجشکی فریاد نکرد.
شهر چون شط خروشانی
در خیابانها جاری بود
دود همچون ابری
بر فراز سر سیمانکوهی چرکین می پیچید.
باغ گورستان اما
خلوتی بود برای آه!
من نوای گنجشکی را
که رباعی میخواند
حفظ می کردم
کوچ مظلوم یک انسان را در صبح بهار غیر گنجشکی فریاد نکرد.
باغ گورستان
کوچ مظلوم یک انسان را در صبح بهار
غیر گنجشکی فریاد نکرد.
شهر چون شط خروشانی
در خیابانها جاری بود
دود همچون ابری
بر فراز سر سیمانکوهی چرکین می پیچید.
باغ گورستان اما
خلوتی بود برای آه!
من نوای گنجشکی را
که رباعی میخواند
حفظ می کردم
ناشر: مروارید — نویسنده: سیروس شمیسا