تصویر مادر در قاب جوانی روایتی بلند از فریدریش کریستیان دلیوس  با رنگی آشکار از زندگی خود این نویسنده که زاده‌ی خانواده‌ای روحانی است و پدرش کشیشی پروتستان. در این داستان زنی جوان و باردار ـ که پیداست مادر خود نویسنده است ـ در ۱۹۴۲ در رم سال‌های جنگ از اقامتگاه خود در آسایشگاهی آلمانی به راه می‌افتد تا در یک کلیسای پروتستان به اثری معنوی از یوهان سباستین باخ گوش بدهد. در یک ساعتی که این زن در راه است، همچنان که از کنار یادمان‌های تاریخی این شهر جاویدان می‌گذرد، مصیبت‌های جنگ ـ که در این میان طولانی هم شده است ـ در ذهنش می‌چرخند. با همه‌ی بیم‌ها و امیدهای زنی جوان و آشکارا ساده و معمولی که مقدرش است به زودی مادر شود؛ مادر در هنگامه‌ی جنگ هولناکی که از دشت‌های برف پوش روسیه تا صحرای سوزان شمال آفریقا همه جا خاک کشورها را به خون آغشته است. به این ترتیب، دریافت‌های عینی و ذهنی این زن جوان در پیاده روی او نقشی تمثیلی می‌یابد و نمادی می‌شود برنگاه هر مادر در نقد پدیده‌ی جنگ به مفهومی عام.