دکتر!
نیمی از قلب من اگر اینجاست
نیم دیگر در چین است
با لشگری که پیش میرود
به سوی رود زرد.
همه روزه
دکتر! همه روزه در سپیدهدمان
قلبم در یونان تیرباران میشود
و همه شب
زمانی که زندانیان در خوابند
قلبم در خانه مخروبهای در استانبول میآساید.
صفحه ٦٨
تو را دوست دارمچون لحظه ی شوق، شبهه ، انتظار و نگرانیدر گشودن بسته ی بزرگیکه نمی دانی در آن چیست
دکتر!
نیمی از قلب من اگر اینجاست
نیم دیگر در چین است
با لشگری که پیش میرود
به سوی رود زرد.
همه روزه
دکتر! همه روزه در سپیدهدمان
قلبم در یونان تیرباران میشود
و همه شب
زمانی که زندانیان در خوابند
قلبم در خانه مخروبهای در استانبول میآساید.
صفحه ٦٨