نوویل از اینکه به امرونهی پدرش اهمیتی نداده بود، خوشحال بود: ازدواج با الکساندرا بهترین کاری بود که در زندگی‌اش کرده بود. اوکاسن کاملاً در اشتباه بود: هنری فقط به سبب زیبایی همسرش عاشق او نشده بود؛ زیبایی‌ای که روزبه‌روز بر آن افزوده می‌شد. در چهل‌وهشت سالگی، زیباییِ الکساندرا از بیست سالگی‌اش هم چشمگیرتر بود. خوش‌خلقیِ همیشگی‌اش اطرافیان را سرحال می‌آورد و نوویل بیش از همه از مواهبِ این شادمانی بهره‌مند بود: بدون الکساندرا، او در مالیخولیایی غرق می‌شد که کاملاً از وجود آن در روان خود آگاه بود.

صفحه ۲۰