بیلی‌بین اکنون با سمت وابستة سیاسی در ستاد کل ارتش خدمت می‌کرد و گرچه نامه‌اش را به زبان فرانسوی و با به‌کار بردن لطیفه‌ها و اصطلاحات و ضرب‌المثلهای این زبان نوشته و جریان جنگ را تشریح کرده بود، اما نوشته‌اش سراسر داوری جسورانه‌ای بود به کرده‌های خودی و به طنزی تیز آمیخته - و این خاص روسهاست. نوشته بود که از قید رازداری دیپلماتی سخت در عذاب است و حالا خوشحال است که می‌تواند دل تنگ خود را بر مخاطبی صدیق چون پرنس آندره‌ی بگشاید و بار زهری را که در دلش انبار شده، و حاصل رویدادهایی است که در ارتش شاهدش بوده، با این رازگویی بیرون بریزد.

این نامه کهنه و مربوط به قبل از نبرد آیلو پروس بود.

نوشته بود: پرنس عزیز، می‌دانید که از زمان موفقیت‌های درخشانمان در اُسترلیتس دیگر ستادکل را ترک نمی‌کنم، دیگر به جنگ خو گرفته‌ام و از این حال خشنودم. آنچه ظرف این سه ماه اخیر دیده‌ام باورکردنی نیست. 

صفحه 551