پیشخدمت سپید موی، نشسته بود و چرت زنان گوش به خرو پف پرنس بود که در اتاق کار بزرگ خود استراحت میکرد. صدای کلاونسی که نوازنده آن قسمتهای دشواری از سونات دوشک را هر بار پیش از بیست مرتبه تکرار میکرد،از ورای در های بسته از قسمت دور دست خانه به گوش میرسید.
در این هنگام کالسکه و بریچکایی به در خانه نزدیک شدند و پرنس آندرهی از کالسکه بیرون آمد و همسر گل اندام خود را از آن پیاده کرد و جلو فرستاد.
صفحه 155