هر بررسی فلسفی جنگ، ناگزیر باید به چهار سؤال کلی بپردازد: جنگ چیست؟ چه عللی باعث جنگ می‌شوند؟ رابطه میان طبیعت بشری و جنگ چیست؟ و آیا جنگ هرگز می تواند اخلاقاً قابل توجیه باشد؟

 به دست دادن تعریفی از جنگ مستلزم این است که معین کنیم چه چیزها و چه کسانی در شروع جنگ و شرکت در جنگ دخیل اند. و وقتی شخصی تعریفی از جنگ به دست می دهد درواقع فلسفه سیاسی گسترده ترش را هـم عـيـان می کند، مثلاً اینکه جنگ را محدود به کشمکش میان ملت‌ها و دولت‌ها می کند. تعاریف دیگر می توانند علاوه بر کشمکش میان دولت‌هـا و مـلت‌ها، کشمکش میان مکاتب فکری یا ایدئولوژی‌ها را هم در دل خودشان جای دهند. پاسخ‌ها به این سؤال که «چه عللی باعث جنگ می شوند؟» عمدتاً وابسته به دیدگاه فیلسوف درباره جبر و اختیار است. اگر اعمال انسان‌ها ورای اختیارشان باشد. صحبت از علل جنگ بی جا و جنگ امری ناگزیر می شود.