مقدمه

دلم نمی خواست این کتاب را بنویسم. نوشتن زندگی نامه خود نوشت برای آدمی در سن و سال من گستاخانه به نظر می آید. از این گذشته، احساس می‌کردم نوشتن درباره زندگی ام، کارهایی که کردم، فکرهایی که داشتم و اتفاقاتی که از سر گذراندم، تافته جدا بافته ام می‌کند‍‍؛ اینکه شبیه دیگر زنان- زنان سیاه پوست - نیستم و بنابراین باید خودم را شرح دهم. فکر می‌کردم چنین کتابی ممکن است بر واقعیتی بنیادین سایه بیندازد؛ عواملی که زندگی مرا به آنچه هست تبدیل کرده اند، دقیقاً همان عواملی هستند که زندگی میلیون‌ها نفر از مردم مرا شکل داده و از ریخت انداخته اند. و نیز معتقدم واکنش من به این عوامل و همچنین مشارکت سیاسی ام نا معمول نبوده، بلکه روشی طبیعی و منطقی از طرف عضوی از حزب کمونیست برای دفاع از انسانیت به بند کشیده مان بوده است.