آن‌چه کشف کردم داستان قرن ها تاریخ عجیب و غریب سیاه گراند گینیول است؛ داستان بلندی از جنگ‌ها و محاصره‌ها و قتل‌های جنایت بار و مثله کردن‌ها و آشوب‌ها و مرگ های ناگهانی، و سرکردگان بربرها که جام‌هاشان را که کاسه‌ی سر امپراتورها و ژنرال ها بود به سلامتی بلند می‌کردند.

در سال 680، یکی از خلق های کافر‌کیش کوچ رو، که از اعقاب هون‌ها و ایرانیان بودند و خود را بلغار (شاید یعنی «آمیخته») میخواندند، و به رهبری خان آسپاروخ تا مرزهای بیزانس آمدند و چنان شکست خفت باری بر امپراتور روم [شرقی] کنستانتین چهارم مشهور به «ریشو» تحمیل کردند که همه‌ی سرزمین های پیشین بیزانس واقع در شمال سلسله جبال بالکان را به طور رسمی متصرف شدند. و نخستین امپراتوری بلغارستان بدین شکل پا گرفت، و بیش از سیصد سال با امپراتوری روم شرقی و توابع روم شرقی و توابع آن درگیری و رویارویی داشتند.

صفحه ۸۶