ملاقات خاله آنگلا با ترامپ
آنگلا مرکل و ویکتور اوربن ، دو سریک الاکلنگ

به صدراعظم آلمان که نگاه می‌کنم، نمی‌توانم جلو خودم را بگیرم و یاد خاله ماری‌ام نیفتم: تپل مپل، کمی خمیده، که رنگ و رویش کم و بیش پیرتر از سن وسال واقعی اش می‌زند. بی‌هیچ ویژگی چشمگیر و جذابی. آنگلا نمونه‌ی تیپیک مادران اروپای شرقی است، البته اگر بشود یک نمونه‌ی تیپیک برای‌شان در نظر گرفت: مادرانی حامی و کمک‌رسان که اغلب ردی از نگرانی در چهره‌شان می‌بینی. او، درست مثل ماریا، آرام آرام این ظاهر مادرانه را به خود گرفته است ، بی‌آنکه خودش مادر باشد. هر بار که روی صفحه‌ی تلویزیون میبینمش، آن قدر در نظرم آشناست که ناخودآگاه به یاد آن وقت‌هایی می‌افتم که خاله مرا با خود به ساحل یا بستنی فروشی می‌برد؛ برای همین است که از صدراعظم خوشم می‌آید. به جای ماریا، می‌شد این آنگلا باشد که همراه من و مادرم برای خرید پیراهنی جدید به فروشگاه ناما می‌آمد، پیپل مگزین شهر، باکلاس‌ترین فروشگاه اواخر دهه‌ی پنجاه میلادی در ریه‌کا، زادگاه من در اوکراین. بخش زنان فروشگاه جایی در طبقه‌ی همکف بود.

صفحه ۵۹