اکوریج شهر کوچکی است که همه در آن یکدیگر را می‌شناسند و روابط‌شان در هم تنیده است. الری قبلاً در آن شهر نبوده اما چیزهایی در موردش شنیده است. خاله‌اش در هفده سالگی در این شهر گم شده است. پنج سال پیش هم یکی از برندگان مراسم رقص مدرسه با کشته شدنش نام شهر را بر سر زبان‌ها انداخت. حالا الری بنا به شرایطی مجبور شده به این شهر بیاید و با مادربزرگی که چندان شناختی از او ندارد، زندگی کند.

پشت جلد