بولانيو همواره برای نوشتن داستان‌های پلیسی و هیجانی شور و شوق داشت؛ یک بار هم جيمز اِلروی را بهترین نویسنده انگلیسی‌زبان نامید. اما علاقه بولانيو به داستان‌های پلیسی از پیرنگ داستان و سبک آن فراتر می‌رود. از نظر ماهوی داستان‌های پلیسی به معنای تحقیق در زمینة انگیزه‌ها و عملکرد خشونتند. بولانيو که در ۱۹۸۶ و در دوران قتل‌عام تليتلولكو به مکزیک مهاجرت کرده و به ادعای خودش در دوران کودتای نظامی ۱۹۷۳ شیلی مدت کوتاهی را در زندان وطنش به سر برده بود؛ همواره درگیر افکار مربوط به آن حوادث بود. رابطة میان هنر و رسوایی، هنروری و جنایت، نویسنده و دولت‌های مستبد از مهم‌ترین موضوع‌های آثار او به‌شمار می‌روند.