اولین آثار ادبی و مخاطره‌آمیز آندری ثِپِدا ثِپِدا متأثر بود از نفوذ سودمند مارکوس ریکاردو آلاركوان شامیسو؛ شاعر محلی و موسیقیدانی که عصرها را با هم می‌گذراندند و به‌طور مشترک در یک رستوران به اسم لَ خوندولا آندينا، در محل تولد او شعر می‌سرودند. در سال ۱۹۶۰ کتاب کم‌حجمی به اسم سرنوشت خیابان پیثارو منتشر کرد که عنوان فرعی آن، درهای نامحدود، اشاره‌ای دارد به مجموعه‌ای از خیابان‌های پیثارو، پراکنده در سراسر قاره، که، بعد از شناسایی‌شان (اگرچه به‌عنوان یک قاعده مخفی می‌مانند قدرت آن را دارند که چارچوب تازه‌ای برای بصیرت امریکایی فراهم کنند، که در آن عناصر اراده و رؤیا در نگرش تازه‌ای از حقیقت درهم مستحيل خواهند شد تا به بیداریِ امریکایی منجر گردند. سیزده شعرِ سرنوشت خیابان پیثارو که به سبک یازده‌هجاییِ نسبتاً ناپایدار سروده شده‌اند، نتوانستند توجه منتقدین را به خود جلب کنند: فقط آلاركوان شامیسو در آرِکویپا هرالد كتاب را نقد کرده و خصیصة موسیقاییِ آن را سرتر از سایر خصایص آن ستود، «رازورزی هجایی آن را که پشت سبک پرشور نویسند نهفته است.»