اتاق دقیقا مثل چهار ماه قبل است. جز این، تنها نوری که پیداست به چراغ روی میز تعلق دارد و کاناپه جابه‌جا شده است. طوری که تا حدی روبه‌روی تماشاگران قرار گرفته است و جسمی کوچک و بی‌حرکت، پیچیده در پتو روی آن قرار گرفته است و یکی از صندلی‌ها بین چراغ و کاناپه گذاشته شده است، طوری که سایه پشتی آن، بر آن جسم روی کاناپه می‌افتد و تقریبا غیرقابل تشخیص‌اش می‌کند. درهای اتاق پذیرایی حالا بسته شده‌اند. تلفن حالا مثل صحنه دوم در گوشه سمت راست راهرو، روی چارپایه کوچکی قرار گرفته است.

صفحه 85