«نه» گفتن قاطعانه و آگاهانه، اولین گام برای تبدیل شدن از یک دختر سربه‌راه به یک دختر «بد» است. این توانایی بدان معنا است که قادریم بدون ناراحتی و با وجدان آسوده، تقاضایی را که از ما می‌شود رد کنیم و بعد از رد کردن تقاضا هم بدخلق نشویم. این کاری است که باید بتوانیم حتی در مورد دوستان نزدیک‌مان هم انجام دهیم. و اینک یک مثال:

ایو بعد از هفته‌ها کار سخت، یک روز آخر هفته فرصت استراحت داشت. درست همان روز، لورا به او زنگ زد و از او خواست تا از دوقلوهای چهارساله‌اش مراقبت کند. ظاهرا دلیل خوبی برای تقاضایش داشت: شوهرش می‌خواست از او جدا شود و همان روز یک بلیت هواپیما خریده بود. اگر لورا نمی‌توانست خود را به فرودگاه برساند و شوهرش را از رفتن منصرف کند، احتمالا برای همیشه او را از دست می‌داد. برای همین، می‌خواست ایو چند ساعت از بچه‌هایش مراقبت کند. ایو همه اینها را می‌دانست، اما برای نخستین‌بار در رابطه‌اش با لورا، خواهش او را رد کرد.

صفحه 122