شبح کردم در واقع حاصل تمام تجربه های من در دوران فیلم سازی آماتوری بود که آغازش به دوازده سیزده سالگی من باز می‌گشت. ایده‌ی آن در یکی از شب‌هایی که بنا به عادت برای قدم زنی از خانه بیرون زده بودم در ذهنم شکل گرفت. آن روزها تنها زمانی که می‌توانستم به خودم، به فیلم سازی و به علایقم فکر کنم شب‌ها بود. همسرم پنج خواهر و یک برادر داشت و هر شب یکی از خواهرزن‌ها مهمان ما بود و خانه هرگز خالی نمی ماند. وقتی که آنها شام می خوردند و به خانه هایشان می رفتند تازه می توانستم حین شستن ظرف ها و پیاده روی شبانه ی بعد از آن به طرح ها و ایده هایم فکر کنم. علاقه ی زیادی به ظرف شستن داشتم، چون می‌توانستم سناریوها و داستان‌ها را در ذهنم پرورش دهم بعدش هم چهار پنج ساعت اطراف خانه قدم می‌زدم.

پشت جلد