بله. جبر مصرف ماشین، شهرنشینی می‌آورد و این شهرنشینی چنانچه گذشت، دنباله‌ای است از کنده شدن از زمین. برای این‌ که به شهری مهاجرت کنی باید از ملک آبااجدادی کَنده شوی، یا از ده اربابی بگریزی، یا از سرگردانی ایل خسته بشوی و فرار کنی. و این است نخستین تضادی که حاصل غرب‌زدگی ما است. برای این که دعوت ماشین را به شهرنشینی اجابت کنی، مردم را از دهات بنه کن به شهر می‌فرستی که نه کاری برای تازه واردها دارد، نه مسکن و مأوایی و در حالی که خود ماشین پا به ده هم باز کرده است. و گرچه هر ماشین جای دَه تا آدم و «ورزو» را می‌گیرد، اما در ده نیز ماشین بی‌نیاز از خدمتکار نیست. و خدمتکار فنی. و این را از کجا می‌آوری؟ می‌بینید که بدجوری خر تو خر شده است!

صفحه 70