ساموئل بکت در بسط سبک ابداعانه‌اش، که مشخصه‌ی داستانش است، بسیاری از قراردادهای سنتی رمان‌نویسی را کنار می‌گذارد. یکی از این قراردادها این امر را تصریح می‌کند مگر این‌که اثری در نظر گرفته شده باشد به مثابه‌ی تتمه یا تکمله‌ی اثر پیشین. شخصیت‌ها و وقایع نباید از رمانی به رمان دیگر منتقل بشوند. اما در داستان‌های بکت، شخصیت‌ها، صحنه‌ها، کنش و درون‌مایه‌ها از آثار متقدم به کرّات بازمی‌گردند. گه‌گاه همان شخصیت‌های اصلی که به سَلفی داستانی در یک اثر اشاره می‌کنند به موضوعِ بحث در اثری متعاقب بدل می‌شوند. وات در مرسیه و کامیه رؤیت می‌شود؛ موران در مُلوی از وات و مرسیه صحبت می‌کند؛ در مالون می‌میرد به مرسیه و موران اشاره می‌شود. در رمان‌ها و داستان‌های متأخر باز هم بسیاری ارجاعات به شخصیت‌ها و وقایع در داستان‌های متقدم هست. 

فِسّه‌ها تعداد به شدت زیادی از این اشارات معطوف به گذشته را دارد. فِسّه‌ها را هشت بخش کوتاه و از قرار معلوم نامربوط تشکیل داده است؛ بسیاری‌شان در سبکی نوشته شده که یادآورِ اثری متقدم و خاص است. هر بخش (یا آن طور که خوانده می‌شود، هر «فِسّه») درون‌مایه‌هایی را که با آثار متقدم در پیوند است در بر می‌گیرد؛ و اشاراتی به آثار متقدم در سرتاسر کتاب پخش‌وپلا شده است.