منوچهر محتشم که در سال‌های جنگ جهانی دوم و حمله متفقین در رشت زندگی می‌کرده، توده‌ای بوده و بعد از کودتای سال ۳۲ مجبور به مهاجرت به آلمان می‌شود. چند سال بعد از او می‌خواهند که به ایران برگردد و او نمی‌خواهد.

رفت کاغذی آورد که بالایش نوشته بود گواهی انجام خدمت وظیفه گرفتم تا کردم و جیبم گذاشتم. پوط نفت را برداشتم و گفتم بر می‌گردم. کبریت را هم برداشتم پاپی‌ام نشدند. تا کوچه‌ی بلورچیان دویدم جنازه هنوز جلوی در بود رویش نفت ریختم. کاغذ پایان خدمتم را توی جیب مرده گذاشتم و آتششان زدم کلون زنانه را زدم و فرار کردم.

پشت جلد