لئوناردو نابغه خیالپرداز

لئوناردو داوینچی، به قول همزمان‌هایش شخصیتی بحث‌برانگیز بود و بسیار هم درباره‌اش بحث شد.

لئوناردوی نقاش را مردم نمی‌پسندیدند، چون هرگز آثاری را که اقدام به خلقشان می‌کرد به پایان نمی‌رسانید. مردم معتقد بودند لئوناردوی مجسمه‌ساز شهرتش را ضایع کرد چون هرگز مجسمة عظیم فرانسوا سفورتزای سوار بر اسب را به مرحلة قالب‌گیری نرساند.

لئوناردوی معمار، افراطی به حساب می‌آمد و مردم از ته دل معتقد بودند لئوناردوی دانشمند یک دیوانه بیش نیست.

اما رقبایش با وجود تمام حسادت‌هایی که به او داشتند در موضوعی به توافق رسیده بودند: لئوناردو، قصه‌گوی فوق‌العاده‌ای بود و با ظرافت کلام و اصالت نوشته‌هایش، باعث جلب و جذب اطرافیانش می‌شد. 

هنگامی که دربارة علوم سخن می‌گفت، دهان دانشمندان را می‌بست، و وقتی دربارة فلسفه بحث می‌کرد، فلاسفه را مجذوب خود می‌ساخت. و زمانی که افسانه و قصه تعریف می‌کرد، نجبا مدح و ستایشش می‌کردند. 

خلاصة کلام، أو مورد توجه تمام طبقات اجتماعش بود و هرگز هم شنوندگانش را فریب نمی‌داد که آن هم از قدرت تخیل فوق‌العاده غنی‌اش سرچشمه می‌گرفت.

مردم روزگار ما بر این عقیده‌اند که او اندوخته‌ای بی‌پایان از قصه‌های کوتاه و «هزلیات» داشت.