اگر همین حالا می فهمیدید ده دقیقه به آخر عمرتان مانده چه می‌کردید؟ بسمت طبقه ی بالا می‌دویدید و آن سیگار مارلبرویی را که از زمان دولت جرالد فورد در کشو جوراب‌هایتان قایم کرده بودید روشن می‌کردید؟ سرتان را پایین می انداختید، بدون اجازه وارد دفتر رئیستان می‌شدید و مفصل اشتباهات و کم و کاستی هایش را به رویش می آوردید؟ به سمت خانه ی استیک نزدیک مرکز خرید جدید رانندگی می کردید و یک استیک استخوان دار نیمه پخته با کلسترول فراوان سفارش می‌دادید؟ البته که پاسخ دادن به این سؤال سخت است؛ اما از بین همه ی کارهایی که ممکن است در ده دقیقه ی آخر عمرتان انجام دهید میتوان با اطمینان زیادی گفت تعداد کمی از آنها کارهایی هستند که امروز انجام دادید.

قسمتی از پیشگفتار