ایرنه بیش و کم دیگر هیچ آهنگی نمی‌نواخت. گویا که در کاخ کوچک نیدو پیانو نبود؛ که پیرزن دلش نمی‌خواست یک دختر پنجه‌هایش را، با شستیِ پیانو، از ریخت بیندازد. وقتی که ایرنه به دیدار پیرزن می‌رفت کیفِ وسایل گلدوزیش را برمی‌داشت. کیفِ بزرگ گل و بُته‌دوزی‌شده با کاموای سبز؛ و از کاخ کوچک نیدو چند کتاب، که پیرزن برای خواندن به او داده بود، توی کیف به خانه می‌آورد. کتاب‌ها قدیمی بودند؛ با جلد چرمی. به جای کتاب‌ها برای پیرزن مجله‌ی مصور خیاطی می‌برد_ که به همین منظور می‌فرستاد از کانِللی بخرند؛ هر هفته.

صفحه 196