سرآغاز

دهه ۱۳۴۰، که «عصر طلایی» ادبیات و هنر معاصر ایران شناخته می‌شود، در میدان تنگ و پرخطر سیاست نیز نمودهایی داشته است. معمولاً این دوره، به دلایلی، کمتر از دوره‌های قبل و بعد آن مورد توجه است. دوره پیش از آن، سال‌های پرماجرای پس از شهریور ۱۳۲۰ و جنبش اجتماعی ملی کردن صنعت نفت است. در دوره پس از آن، در پی ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و بسته شدن کامل فضای سیاسی ایران، زبان اعتراض دگرگون می‌شود و در مدتی کوتاه و گستره‌ای محدود، همزمان حماسه و فاجعه می‌آفریند. پیداست که این دو دوره جالب تر از سال‌های يأس و شکست و تلاش برای برخاستن از زمین است. از سوی دیگر باید پذیرفت که با نگاه امروز، بسیاری از نوشته‌های بازمانده از آن سال‌ها را پرگو و کم مایه، گرفتار توطئه اندیشی یا توضیح واضحات، و البته کسالت بار می‌یابیم. با این حال پیش زمینه‌های رویدادهای سال‌های بعد را در همین گذشته باید یافت و از آن فراتر، هر برگ تاریخ ایران ارزش کاویدن و شناختن را دارد.