کانت خودپسندی عقل و ناتوانی‌اش از قناعت کردن به محدوده‌هایش و ساده‌لوحی‌اش در فراموش کردن تعین‌های اولیه‌اش را اصل جزم‌اندیشی-استبداد می‌داند به‌نحوی‌که این شکاف و جدایی را در رویکرد انتقادی وارد کرد که موجب می‌شود همان چیزی که حکومت نشدن (یا دست‌کم محدود کردن این حکومت‌شدن) را ممکن می‌کند شاید به واقع همان چیزی باشد که در ما بی‌آن‌که بدانیم «بر ما حکومت می‌کند» و ما را گرفتار دگرسالاری استبدادی می‌کند. و آیا بی‌آن‌که بدانیم بر ما حکومت می‌شود؟ آیا آن‌چه به کارمان در مبارزه علیه آن چیزی می‌آید که بر ما حکومت می‌کند ما را مطیع نوعی حکومت‌مندسازی بی‌حدوحصر می‌کند – حکومت‌مندسازی‌یی که به نام عقل اِعمال می‌شود؟

صفحه 63