اساس تفکر وابی سابی یک آرمان مشخص و منحصر به فرد است و در هر هنری که از این تفکر زیباشناختی تأثیر پذیرفته باشد، می‌توان ردپای این آرمان را دید. وابی سابی در هر رشته هنری، با توجه به امکانات آن، رشته و زبان و بیان آن بروز و تبلوری متفاوت دارد. در سفالگری به ساخت ظروف ساده و بیظرافت با سطوح ناصاف و رنگ ها و طرحهای گریزان از خودنمایی می‌انجامد، در موسیقی به نواهای حزن انگیز و بی انسجام منجر می‌شود، در معماری به شکل فضاهای نامتقارن و کم نور تجلی می یابد و در شعر، در قالب اشعار کوتاه هایکو ظاهر می‌شود که پیوسته دلتنگی‌های جهان فانی را یادآوری می‌کند. به طور کلی نشانه‌های ثابت این تفکر را می توان سادگی نزدیکی به طبیعت یادآوری بی اعتباری و ناپایداری دنیا و ستایش حزن و انزوا و فقر و دلتنگی عنوان کرد.