داستان «زن وانهاده« در سال ۱۹۶۸ همراه با دو داستان دیگر، به نامهای «تک گویی» و «سن رازداری» در یک کتاب منتشر شد، و همچون دیگر آثار سیمون دوبووار با موفقیت و استقبال و نقد و نظرهای مثبت و منفی بسیار روبرو شد. دوبووار در «تک گویی» رابطه ی حقیقت را با دروغهایی که آدمی به خود یا به دیگران میگوید می‌نمایاند؛ در «سن رازداری» به یکی از مضامین مورد علاقه‌ی خود ،کهنسالی، می‌پردازد که مضمون آثار دیگری از او نیز هست؛ و در «زن وانهاده» از واکنشها و پریشانی و دغدغه ی فکری و روانی زنی ترک شده سخن می‌گوید وجه مشترک این سه داستان کوتاه، به گفته‌ی خود دوبووار مضمون تنهایی و شکست است. اما در زن وانهاده، برخلاف تک گویی قهرمان داستان در جریان بحرانی که بر او می‌گذرد، عشق به حقیقت را حفظ می‌کند - خود را گول نمی زند.