کل کلاس از صداها و شوخی‌های جولین لذت می‌برد. به نظر می‌رسید تمامی ندارند. ذهن خلاقش مرتب شوخی‌هایی ابداع می‌کرد که هیچ معلمی نمی‌توانست حدس بزند جریان آن چیست. جولین باز هم از پودر عطسه‌آور استفاده کرد. این بار در کلاس موسیقی آقای لوئیز که چند کلاس را با هم برای خواندن سرود یک‌جا جمع کرده بود.بیچاره آقای لوئیز نمی‌توانست جلوی عطسه‌اش را بگیرد. جولین در مدرسه به خاطر شوخی‌ها و کارهایی که می‌کرد بین بچه‌ها معروف شده بود. اما جولین برای معلم‌ها اصلاً چهره‌ی محبوبی نبود. مرتب از او حرف می‌زدند و از دستش ناراحت و عصبانی بودند.

صفحه 192