در رمان پول هنگامی با ساکار روبه رو می‌شویم که ورشکسته است و در پی تأسیس بانکی است که بعد انیورسال نام می‌گیرد و قرار است پشتوانه‌ای مالی برای استثمار گسترده‌ی خاورمیانه فراهم آورد و از این رو به سفته‌بازان سودهای آنی و کلان وعده می‌دهد. محور اصلی نگاه زولا در این اثر نقش ویرانگر، هول‌آور و بیگانه کننده‌ی پول در روابط انسانی در سرمایه‌داری معاصر است. بسیاری کسان از دژو آیِ دربانِ روزنامه گرفته تا ژانتروی ادیب و استاد پیشین دانشگاه و نجیب‌زادگانی چون اعضای خاندان مفخم بوویلیه، بارونس ساندورف، مارکی دوبوئن و نیز مقاماتی مانند اوره‌ی وکیل مجلس به تبی یگانه گرفتار می‌آیند: تب پول و کسب سود بیشتر.