سایه‌ها کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شده‌اند. از آفتاب ظهر کازابلانکا، جایی که یونس در حیاط ایستگاه برایم دست تکان داد تا اینجا که هوا دارد تاریک می‌شود، هر وقت از شیشه‌ی اتوبوس بیرون را نگاه کرده‌ام سایه‌‌ها کم‌رنگ‌تر شده‌اند. نه اینکه فقط به غروب نزدیک شده‌ام، که هوا هم ابری‌تر شده است. از کازابلانکا نا طنجه شش ساعت راه است. شش ساعت ولو شدن روی صندلی، کتاب خواندن و گوش کردن به ترانه‌های عربی که این روزها در مراکش طرفدار دارد. این یک عادت قدیمی است که در سفر به هر کشوری سعی می‌کنم ترانه‌های روز آنجا را گوش کنم و رادیوهای محلی معمولا بهترین ابزار دسترسی به این موسیقی‌ها هستند. هرچند حالا دیگر آن‌قدر اپ‌های مختلف هست که دیگر نیازی به رادیو هم نیست. از جمله همین اپ Anghami که مثل گنجی بیرون آمده از قصه‌های عربی‌ست. از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را می‌شود تویش پیدا کرد، مشروط اینکه بر مبنای موسیقی عربی تهیه شده باشد!


مروری بر کتاب چای نعنا نوشته منصور ضابطیان را در آوانگارد بخوانید.