روستا و جاده. از پگاه تا پسین. بیرون جای
گرگ و میش
از ته جادهی خاکستری رنگ سپیده دم یک سواری با چراغهای روشن به شتاب میآید و میگذرد با دنبال کردنش و گردش ناگزیر تصویر، از جاده میرسیم به روستا که در دامنهی نزدیک جاده است؛ و تک و توک کومهها و خانهها و درختهایش - همه سایه وار و شاخهی باریکی از رود که به موازات جاده راه کج کرده تا سپس تر باز به پیکرهی اصلی رود بپیوندد؛ و چند سنگ گوری شکسته و غبار گرفته این سویتر جایی میان باریکهی آب و جاده.