جاده 

بولدوزر، ماشین غول پیکری به رنگ زرد تحمل ناپذیر، خودش را با غرش و تلقوتولوق و جرینگ جرینگ آرواره‌هایش، از وسط جنگل به زحمت می‌کشاند. مردان دهکده هم روی بولدوزر و اطرافش مورچه می‌دویدند و سعی می‌کردند آن را در مسیر درست مانند پیش ببرند. سوفيا بدون آنکه متوجه باشد چه می‌گوید، فریاد زد: «ای آشغال‌ها! »

صفحه ۱۰۳