کتاب ما ایوب نبودیم سیزده روایت از فراز و فرود انسان در تجربه مراقبت از دیگری است. قصه سفر قهرمانی معمولی که ناگهان در موقعیتی غیرمعمولی باید به زندگی‌اش ادامه دهد و تسلی‌هایی برای ادامه راه بیابد. در مراقبت، چیزهای ظریف از دست می‌روند و چیزهای ظریفی به دست می‌آیند که گاهی حتی اسم هم ندارند. به دست آمده‌ها و از دست رفته‌های مراقبت بیشترشان نامرئی و دیریاب هستند و شبیه کانی‌های زیرزمینی، کند و ناملموس، در بستر سالیان شکل می‌گیرند. مراقب مترجم دردهاست. رنج و زندگی را به یکدیگر ترجمه می‌کند و خودش هم در این میانه می‌بالد و بالغ می‌شود.

پشت جلد