- دستپخت خانوم آفاق که میبینم هربار هر بار یاد مادر میفتم که عمری آشپزی کرد، اینجا اونجا/ آشپز حرفه‌یی و انقده بددست، مگه ممکنه / هیچی، غلط خوردم/ قبلی که برسی سفارش دادم / تا خانوم آفاق آشپزخونه سرش گرمه حرف بزن – سوخت‌وسوز خیال کردی داره نداره / بگو 

- چی بگم؟ 

- بیخش و بگو - چیه حکایت پرونده؟ 

- پرونده‌ی پدره

- وای عالم 

- شواهد جديد، مدارک جدید - تصادفی نبوده مرگ، حالا میگن / بله، نقطه‌ی صفر مرزی/ بله، درگیری با جماعت قاچاقچی / منتها / سوء‌قصد بوده قصدی بوده، حالا میگن / خلاصه همینه 

- چی میخواد جناب سروان؟

صفحه ۳۹