- خوب، ناظر بی‌طرف! شما هستید! چه کار می‌کنید، یعنی این نگاه‌های کنجکاو شما به ما ترحم می‌آورند؟ این افتخار ماست! بله، برنامه تابستانی ما  امکانش را دارد، پدر و مادردار است. من هم خرج کرده‌ام تا توانسته‌ام به آن رونق بدهم. ولی به هر حال حیف است که شما نمی‌خواهید زمستان را با ما زندگی کنید – شما که فقط هشت هفته می‌خواهید بمانید. این طور شنیده‌ام؟ آه، سه هفته؟ این فقط یک ملاقات کوتاه است، ارزش این را ندارد که آدم لباسش را به رخت‌کن بدهد. خوب، هر‌طور که نظر خودتان باشد. ولی به هر حال حیف است که زمستان را نمی‌خواهید با ما باشید، آخر آن چیزی که به هوته‌ووله معروف است...

صفحه 198